فاصله یعنی من و تو !
يادم مي آيد دوستي به من گفت :
آزاد باش
رهاتر از رها باش
سرشار از آرامش باش
مثل نفس
مثل پرنده آزاد باش
يادم رفت از او بپرسم كدام يك مهمتر است ؟ !
پرنده
آزاد باش . . .
اگر ما به هم نرسيديم به او بگو
براي ماهي
پرواز تعريف ديگري دارد !
و باز دل اين ماهي كوچك هواي پرواز را كرده
كاش مي توانستم پرواز كنم تا سرزمين عاشقان
تا صحرا
صحراي عرفات . . .
امروز كه آنجا همه جمع شده اند و من نيز اينجا فارغ از اين دنيا
زمزمه كنان مرور مي كنم نيايش دل را
اما با اين دستهاي كوچك
يعني بالهاي كوچك من
و نفسي كه نايي ندارد از دوري عشق و فاصله !
و اين فاصله انگار همين نزديكي هاست . . .
اصلا فاصله يعني من و تو !
باران كه نمي بارد
سيبي براي عشقي چيده نمي شود
به روي عاشق لبخندي زده نمي شود
زمين پر از دردهاي سبز است مثل دردهاي قلب سبز من !
با اين حال حرفم همان بود كه خواندي
اين زمين بدون عشق واقعا جاي غير قابل تحملي است
فقط با لبخند توست كه زمين قابل تحمل مي شود
پس بخند معشوق من
بخند . . .